تبلیغات
هنرگمشده هنرگمشده

سلام اسباب کشیه کسی نمیاد کمک؟؟؟؟؟؟؟

ماهم رفتیم یه خونه دیگه اینجا جامون تنگ شده بود اذیت می شدیم!!!

خواستید منو ببینید بیاین به این آدرس:

www.artmisss.blogfa.com



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 خرداد 1389 توسط kamran htm | نظرات ()


برای دیدن ادامه عكسها و خبر، روی این عكس كلیك كنید



کسا نی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌هایی منطقی هستند .


کسا نی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می‌کنند د یر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.

کسا نی که از خطوط عمودی استفاده می‌کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.


کسا نی که از خطوط افقی استفاده می‌کنند ا نسان‌های منظّمی هستند .

کسا نی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌ا ند.

کسا نی که پیچیده امضاء می‌کنند شکّاک هستند.


کسا نی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند.


کسا نی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.


کسا نی که اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.


کسا نی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می‌خواهند به قله برسند.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 خرداد 1389 توسط kamran htm | نظرات ()

بدون شک تابلویی که در زیر می بینید روایت کننده ی یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن 18 می باشد.

www.kocholo.org سایت كوچولو

داستان از این قرار است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.

چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار برای من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.

در این هنگام اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد! اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم …

ندیم کوروش که مردی بود به نام آراسپ و پانته آ را به او سپرده بودند عاشق این زن شد و خواست که از او کام بگیرد. به ناچار پانته آ از کوروش درخواست کمک کرد و کوروش نیز آراسپ را سرزنش کرد و زن را از دست او نجات داد و البته آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای آن کار به دنبال آبراداتاس رفت (از طرف کوروش) تا او را به سوی ایران فرا بخواند.

سپس آبرداتاس به ایران آمده و از ما وقع اطلاع حاصل یافت. پس برای جبران جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.

می گویند در هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت:  قسم به عشقی که من به تو دارم و عشقی که تو به من داری… کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.

خلاصه اینکه در جنگ مورد اشاره آبراداتاس کشته می شود و پانته آ به بالای جسد او می رود و به شیون وزاری می پردازد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش می کند که  مواظب باشند کاردست خودش ندهد . شیون و زاری این زن عاشق هنوز در گوش تاریخ می پیچد و تن هر انسانی را به لرزه در می آورد که می گفت : افسوس ای دوست باوفا و خوبم ما را گذاشتی و در گذشتی … به درستی که همانند یک فاتح در گذشتی

پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپاردهنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تایلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی  به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شود.

در لغت نامه دهخدا ذیل عنوان "پانته آ" و نیز در "کوروشنامه گزنفون" این داستان نقل شده است.



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()

برای دیدن ادامه عكسها و خبر، روی این عكس كلیك كنید 

 


 

نامت چه بود؟
آدم


فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت


محل تولد؟
بهشت پاك


اینك محل سكونت؟
زمین خاك


آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است


قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك


اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك


روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق


رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه


چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان


وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك


جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا


شغلت ؟
در كار كشت امیدم


شاكی تو ؟
خدا


نام وكیل ؟
آن هم خدا


جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه

 

تنها همین ؟
همین

!!!!

حكمت؟
تبعید در زمین


همدست در گناه؟
حوای آشنا


ترسیده ای؟
كمی


ز چه؟
كه شوم اسیر خاك


آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی


كه؟
گاهی فقط خدا


داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی...


ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟


دلتنگ گشته ای ؟
زیاد


برای كه؟
تنها خدا


آورده ای سند؟
بلی


چه ؟
دو قطره اشك


داری تو ضامنی؟
بلی


چه كسی ؟
تنها كسم خدا


در آ خرین دفاع؟

می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()

برای دیدن ادامه عكسها و خبر، روی این عكس كلیك كنید



نان

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
نانت را من می خورم.

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن ...

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!



زن

زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.

می تواند تنها یك همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی!

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه ولی لازم است

و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی!

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...!

و این رنج است



انسانها

ماهمیشه  این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی دربرابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود.سکوت می‌کنیم و ...

دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمدهآدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست کهقابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانیمتحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانیواگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده وزنده‌شان یکی است.

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدم‌هایمعتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان همتاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشانداریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند
شگفت‌انگیزترینآدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیمحضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهستهدرک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چهمی‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اماوقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلبمی‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی کهمی‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌هادر زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.



بد گویی

هر کس بد ما به خلق گوید

ما صورت او نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

تا هر دو دروغ گفته باشیم!



خواستن

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است
وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است

وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم



راه

نامم را پدرم انتخاب کرد!

نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

دیگر بس است!

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ...



گلواژه هایی کوتاه، با مفاهیمی زیبا از دکتر علی شریعتی

وقتیکبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبشسیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

اماچه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن وچه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تراز کویر است

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم. این زندگی من است

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

به سه چیز تکیه نکن، غرور، دروغ و عشق
آدم با غرور می تازد، با دروغ می بازد و با عشق می میرد



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()



 

خانه دوست کجاست؟؟

تیتر امروز هر روزنامه ای این است خانه دوست کجاست؟؟

همه در تکاپوی پیدا کردن خانه یار خود به سراغ دفتر شعرسهراب وفریدون میروند.

 بارها و بارها کتاب شعر سهراب ورق میخورد ولی همه در انتهای کوچه ی بن بست میمانند.

کتاب شهر مشیری باز میشود، بوی دوستی پخش میشود.

باز عطرگل قاصدک در هوا میپیچد .

 اما ان خانه قدیمی که بر درش گل دوستی نصب شده است پیدا نمیشود.

 ان خانه تنها در خاطرات باقی میماند.

جایزه این سوال، ملیونیست چه کسی میداند خانه دوست کجاست؟؟ 

 من میدانم..............

من میدانم که خانه دوست کجاست؟؟

 ان جایی است که پر از عطر گل یاس و میخک است .

ان جایی است که بوی دفتر کهنه ی خاطرات کودکی میدهد .

 صدای قهقهه ی محبت در فضا پیچیده است و من میتوانم ردپای عشق را در آنجا ببینم.

خانه ی دوست آنجاست. . .

کوچه های باریک که هر لحظه می توان صدای جیرینگ جیرینگ دوچرخه ها را شنید .

خانه ی دوست آنجایی است که زیر انوار طلایی خورشید رنگ دگر پیدا میکند

و با وزش هر نسیم دوستان در خانه دوست جمع میشوند .

 خانه ی دوست آنجاست .



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()
 

04-21-10lightp.jpg

تا به حال شرکت Dell را به چه عنوانی می شناختید؟ یکی از بزرگترین تولید کننده های لپ تاپ؟ معمولا شرکت های بزرگ وقتی محصول جدیدی تولید می کنند آنها را دانه به دانه و با فواصل طولانی معرفی می کنند اما حالا از چند ساعت پیش اطلاعات ۶ محصول آینده شرکت دل با هم به بیرون درز کرده است یا بهتر است بگوییم توسط خودش لو داده شده است! که باعث می شود نظرتان نسبت به این شرکت کاملا عوض شود. چرا که اینجا تلفن های هوشمند و تبلت جالبی بر پایه ویندوز موبایل ۷ و آندروید می بینید که واقعا چشمگیر هستند. بنابراین محصولات جدید دل را دنبال کنید. ‏ 
‏ 
تصویر بالا تلفن هوشمند کشویی دل به نام Lightning است که با سیستم عامل Windows Phone 7 کار می کند. با پردازشگر قدرتمند ۱ گیگاهرتزی Snapdragon و نمایشگر فوق العاده WVGA 4‪.‬1 اینچی از نوع OLED. به همراه یک دوربین ۵ مگاپیکسلی دارای اتوفوکوس و 512 مگابایت رم و 1 گیگابایت حافظه فلش و 8 گیگابایت حافظه MicroSD که به نظر می آید قابل افزایش نیست. ‏ 
‏ 
در کنار اینها GPS ، شتاب سنج، قطب نما، رادیو اف ام و پشتیبانی کامل از فلش وجود دارد. تاریخ ارایه این گوشی خوش تیپ سه ماهه آخر سال جاری میلادی خواهد بود. اما از قیمت ها نپرسید که فعلا خبری نیست. ‏ 
‏ 
اما این هنوز اول داستان است. حالا برویم سراغ بقیه مدل ها. آنها را می توانید در ادامه مطلب ببینید. ‏ 
‏ 
اطلاعات بیشتر در مورد Dell Lightning ‏ ‏ 
‏ 

dell-thunder-top-2.jpg

نام این مدل Dell Thunder است. در حالی که مدل قبل جواب دل به ویندوزی ها بود. این مدل پاسخی است به بازار آندروید. این گوشی زیبا با نمایشگر 4‪.‬1 اینچی OLED دارای سیستم عامل نسخه 2‪.‬1 آندروید خواهد بود. مشخصات فنی زیادی از این گوشی لو نرفته اما احتمال زیاد می رود که پردازشگر آن مانند مدل Lightning باشد. قیافه آن تا حد زیادی شبیه گوشی های HTC است. در اسناد لو رفته خاطر نشان شده که این مدل از فلش پشتیبانی می کند و احتمالا دوربین آن 8 مگاپیکسلی خواهد بود. تاریخ ارایه آن هم اواخر امسال یا ابتدای سال ۲۰۱۱ خواهد بود. ‏ 
‏ 

4-21-10-dellaero.jpg

این مدل نسبت به بقیه نکته خاصی ندارد اما آن را زودتر از همه در بازار می بینیم. باید تا سه چهار ماه آینده منتظر Dell Aero باشید. با پردازشگر نه چندان پرسرعت 624 مگاهرتزی و نمایشگر 3‪.‬5 اینچی مولتی تاچ. این تلفن به همراه یک قلم برای تشخیص دست خط به فروش خواهد رسید. ‏ 
‏ 
دل این گوشی را برای شبکه های اجتماعی بهینه سازی کرده است علاوه بر این دارای نرم افزار های Quick Office و امکان ویرایش عکس خواهد بود. از سیستم عامل آن اطلاعی در دست نیست اما احتمالا دارای آندروید نسخه 1‪.‬5 است. می توانید اطلاعات بیشتری در مورد این گوشی ‏ در اینجا ‏ بیابید. ‏ 
‏ 

04-21-10lookingp.jpg

حالا مشغول نگاه کردن به تبلت جدید دل به نام Looking Glass بر پایه پردازشگر های Tegra2 هستید که ماه نوامبر امسال در فروشگاه ها خواهد بود. این برادر بزرگ ‏ تبلت های ۵ اینچی قبلی دل ‏است‪.‬ مدل جدید ۷ اینچی و دارای سیستم عامل آندروید 2‪.‬1 است. با تیونر تلویزیون که به صورت اختیاری می توانید به آن متصل کنید. تنها اطلاعات فنی دیگری که داریم این است که رم این تبلت ۴ گیگابایت است و ۴ گیگابایت دیگر هم حافظه فلش دارد و یک ورودی حافظه از نوع SDHC برای ارتقا حافظه تا ۳۲ گیگابایت. به همراه دوربین 1‪.‬3 مگاپیکسلی. ‏ 
‏ 

dell-smoke-sm.jpg

نام فعلی این مدل Smoke است. شما می توانید آن را دخان صدا کنید! این مدل آخرین نسخه آندروید را خواهد داشت و نمایشگر آن ۲.۸ اینچی است. این گوشی مجهز به یک پردازشگر 800مگاهرتزی خواهد بود و دوربین آن 5مگاپیکسلی است. حافظه آن تا 32 گیگابایت قابل ارتقا است و می توانید مشخصات بیشتری از آن را ‏ اینجا ببینید. ‏ ‏ 
‏ 

dell-flash-sm.jpg

شما مشغول نگاه کردن به فلش هستید. منظورم فایل فلش نیست. نام این مدل Flash است. نام گذاری آن هم هیچ ارتباطی با محصول شرکت ادوبی ندارد. اما اگر از گوشی های باریک اما قدرتمند خوشتان می آید این مدل فقط ۱۱ میلیمتر ضخامت دارد. نمایشگر آن 3‪.‬5 اینچی است و دوربینی ۵ مگا پیکسلی دارد. رم داخلی 512 مگابایت است و جالب تر اینکه از حافظه MicroSD تا 64 گیگابایت پشتیبانی می کند. همانطور که می دانید در حال حاظر چنین حافظه ای در بازار وجود ندارد. و احتمالا شرکت دل پیش خودش حساب کرده تا سال آینده که این گوشی به بازار می آید حافظه اش هم ساخته خواهد شد. ‏ 
‏ 
خروجی تلویزیون، جک 3‪.‬5 میلیمتری هدفون و بلوتوث 3‪.‬0 را هم می توانید در این گوشی پیدا کنید. و از همه بهتر پردازشگر این تلفن باریک 800مگاهرتزی است. سیستم عامل ان آخرین نسخه آندروید خواهد بود. تلفن فلش دل را می توانید در سه ماهه اول سال آینده میلادی داشته باشید.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()


  

  

اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی،

و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.

آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.

  

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

كه دست كم یكی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی،

نه كم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا كه زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

  

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنند

چون این كارِ ساده ای است،

بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند

و با كاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا كه هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

  امیدوارم حیوانی را نوازش كنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یك سَهره گوش كنی

وقتی كه آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا كه به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم كه دانه ای هم بر خاك بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یك درخت وجود دارد..

  بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینكه سالی یك بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینكه روشن كنی كدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

كه اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها كه گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو كنم.

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 توسط kamran htm | نظرات ()

برای دیدن ادامه عكسها و خبر، روی این عكس كلیك كنید

 مراحل دوستی بین دختر و پسر...(بسیار زیبا و واقع بینانه)

متنی طنز و جالب درباره ی دوستی های امروزی بین دختر و پسر ها



دوستی دختر و پسر...

پسران/دختران در ۶ ماه اول دوستی

۱ـ نمی دونم چرا تو رو یه جور دیگه دوست دارم٬ هیچوقت چنین احساسی نداشتم.

۲ـ من روراست و صادقم.

۳ـ تو همونی هستی که من دنبالش می گشتم.

  


۴ـ بدون تو میمیرم.

۵ـ من با بقیه فرق دارم.

۶ـ من فقط با تو چت می کنم.

 

۷ـ تو تمام زندگی منی.

۸ـ تو معنی عشق رو به من فهموندی.

۹ـ هیچوقت به من نگو خداحافظ .

 

 

پسران/دختران در ۶ ماه دوم دوستی

۱ـ دوست داشتن تنها که کافی نیست.

۲ـ من که نمیتونم همه چیزو بهت بگم٬ توقع زیادی داری.

۳ـ شما پسرا/دخترا همتون یه مدلین.
 

۴ـ فکر میکنم زیادی احساسی برخورد کردم.

۵ـ منم یه مردم/زنم٬مثل بقیه مردا/زنا

۶ـ چت تبادل نظره٬ تو بدبین شدی٬ مگه اشکالی داره!

۷ـ تمام زندگی که در تو خلاصه نمیشه٬ تو فقط بخشی از زندگی منی.

 

۸ـ آدم به خیلی چیزا میتونه عشق بورزه.

۹ـ دوران خوبی رو باهات داشتم٬ فراموشت نمی کنم٬ خوشبخت بشی٬ خداحافظ .

*مطالب بالا اگرچه تا حدَی درست است ولی مطلق نیست و ممکن است در مورد دختران

و پسران٬ بنا بر احساسات و شخصیَت ها و طرز فکرهای گوناگون ٬ متفاوت باشد



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 فروردین 1389 توسط kamran htm | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 فروردین 1389 توسط kamran htm | نظرات ()
Blog Skin